![]()
RSS
POWERED BY
LoxBlog.Com
|
دلی که نیست حب علی سنگ است چرا که نور وی و نور حق هماهنگ است مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست وصی بحق محمدسلام علیون مع الحق تمام رعد 24 ساعت به عالم نام توست سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ سلام بر جمال حیدر کرار جانشین مصطفا این مرتضاست حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تا به شانه بود علیا"یا علیا"یاعلی بلغ العلی بکمالهی کشف الدوجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه و الهی چه جمال با صفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدر علی هم سبط پیغمبرعلی سایه پیغمبر ندارد هیج میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است هلال روی محمد سلام علیون مع الحق تمام همین بس که نام محمد علیست وصی پیمبر فقط این علیست جانشین شیر یزدان شاه مردان این علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی جمالتو عشق است یا قائم آل محمدی (عج)
همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جمالتو عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو آقا محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن کفری عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310 نیرنگ310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310 مکرن310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 ابوبکر+310عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 اگرکسی به خانه شماحمله کند ومادرتان را بکشد خانه تان را به آتش بکشد کلید کارخانه پدرتان را هم بگیرد و یاران پدرت را هم بکشد فامیلهایتان و خودتان را از شهر بیرون کند فقط یک حرامزاده پلید 310 میتواند باغ فدک را قصب کند آنهم از دختر پیامبر در 18 سالگی با فرزند درون شکمش به شهادت برسد ابوبکر دوسال بیشتر خلافت نکرد به دعای فاطمه ذلیل از دنیا رفت بارها ابومکر فرمود ای کاش به فاطمه ظلم نمیکردم و فدکش را قصب نمیکردم پیامبر فرمود هر کسی فاطمه را بیازارد دوزخی میباشد خلافتی که جانشین و فرزند پیامبر فاطمه بیعت نکرد و شهید شد یک سوره در قرآن کوثر بنامش آمده ولی نام ابومکر رکب وبا در قرآن نیامده پس قصب خلافت باطل است قلدردین اسلامیا541 ابوبکرعمر 541
علمی صحبت کنیم به علم ابجد ظالم 971- 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541خجالتم خوب چیزیه زدی وهابی سنی را ترکوندی که میگی دشمنان شیعه یک مرد پیدا نمیشه جواب بده اهل سنت که سراز خط علی میتابند عند شیطان به خد گمراهند خداوندا خودت بر داد ما رس ابوبکر وعمر بودند ناکسپرداختن به مبحث مناقب و فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام از این رو اهمیت دارد كه آدمی را به پیروی و اطاعت از چنین شخصیت والا و ممتازی برمی انگیزاند، چرا كه هر فطرت پاكی خواهان فضیلت و دوستدار حقیقت است. كسی را كه دارای فضیلت و كمال باشد، بر هر كس دیگری كه از فضیلت تهی است، ترجیح می دهد. اگر فردی را همواره بر مدار حق ببیند و حق را نیز بر مدار او بیابد، سر به آستانش می ساید و دل و دین به او می سپارد و پیروی او را بر می گزیند تا رنگی و نشانی از او گیرد. خداوند در قرآن می فرماید: ... أفَمَنْ یهْدی اِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ اَنْ یتَّبَعَ اَمَّنْ لایهِدّی اِلا اَنْ یهْدی فَما لَكُمْ كَیفَ تَحْكُموُنَ.(1) آیا آن كسی كه به سوی حق هدایت می كند سزاوارتر است پیروی شود، یا آنكه خود راه یافته نیست و راه را نمی یابد مگر آنكه راهنمایی و هدایت گردد؟ پس شما را چه مسلماً فردی كه راه یافته و هدایت شده است، برای پیروی و اطاعت سزاوارتر و شایسته تر از كسی است كه بهره ای از كمال ندارد و خود نیازمند هدایت و راهنمایی است. امّا راه یافتگان و هدایت شدگان را چگونه می توان شناخت؟ كسی كه خود ناقص است و نیازمند هدایت، چگونه می تواند انسان كاملی را كه راه یافته وراهبر است، بشناسد و به دیگران معرفی نماید؟ ایا شایسته نیست كه معرّفی او از سوی فرد آگاه و خبیر دیگری كه به كمال او نیز واقفیم، انجام گردد؟ مسلّماً چنین است. بنابراین سزاوار است كه شخصیت برجسته و ممتاز امیرالمؤمنین علیه السّلام از سوی مقامی معرفی گردد كه خود برتر وكاملترین باشد و بر او احاطه كامل دارد، و آن نیست مگر خداوند كه آفریدگار اوست و یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله كه پرونده اوست و بر تمام ویژگیها و كمالات وی آگاه است. بدین سان برای درك فضیلت و شناخت شخصیت مولا(علیه السلام) ابتدا به منبع وحی یعنی قرآن كه سراسر بیان خداست رجوع می كنیم. خداوند در قرآن فضیلت ها و برتری های آشكاری از آن حضرت را بیان داشته است. سپس به منبع دیگری كه با وحی مرتبط است، یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله مراجعه می نماییم. رسول خدا صلی الله علیه و آله هم به مناسبت نزول ایتی از ایات قرآن یا به هنگام بروز حادثه ای مهم، از ویژگیهای آن شخصیت ممتاز یاد كرده و منقبتی از او مطرح نموده است و بیان آنها را نیز عبادت شمرده است. آنجا كه می فرماید: ذِكرُ علی عِبادَةٌ(2) یاد علی، عبادت و بندگی خداست. چرا كه یاد او و بیان مناقب او فرد را به پذیرش ولایت و پیروی از او متمایل می سازد. و پیروی از او هم بندگی خدا خواهد بود. این نوشتار، حاوی گزیده هایی از مناقب و فضایل امیر مؤمنان، علی بن ابیطالب علیه السلام است، كه در دو بخش «ایات قرآن» و «احادیث نبوی» تنظیم شده است. البته در این مجموعه مختصر، تلاش شده است، مواردی كه در دفاع از حریم امامت و ولایت شیعی اهمیت و كاربری بیشتری دارند، گنجانده شوند. بویژه آنكه همه این گزیده ها از كتاب های معروف در جهان اسلام انتخاب شده است. منابعی كه مورد استناد و باور دانشمندان اهل سنّت یعنی همان پیروان مكتب خلفا است. این ویژگی علاوه بر آنكه حجت را بر عام و خاص تمام می كند، فرد را در رویارویی با شبهه های بد خواهان و تفرقه افكنان استوارتر و نیرومند تر می سازد. شایان توجه است كه بیان ایات و احادیث نبوی پیرامون فضایل و مناقب حضرت علی علیه السلام، از سوی پیروان مكتب خلفا، امر شگفت آوری نیست. چیزی كه باعث تعجب و تأثر است این است كه با ذكر این همه فضیلت و كمال برای آن حضرت، چگونه شد كه نزدیك به نیم قرن در عالم اسلام، سبّ و لعن آن بزرگوار امر رایج و جاری روزگار گردید؟! چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟! چطور ننگ نافرمانی از خدا و رسولش را پذیرفتند؟! چرا منكر برتری و حقانیت او شدند؟! چرا دیگرانی را كه از فضیلت و كمال بی بهره بودند، بر بهترین مردان ترجیح دادند؟! چرا به ندای فطرت خویش اینچنین پاسخ دادند و اینگونه به داوری نشستند؟! چرا و چرا و ده ها چرای دیگر .... تاریخ از مظلومیت علی علیه السلام چه بگوید؟ همان بهتر كه از شرم سر به زیر افكند! بشریت از سكوت در برابر جسارت هایی كه بر او روا داشتند، چگونه دفاع كند؟ بگذار تاوان این سكوت و آن جسارت ها را بپردازد.... اینك از پس قرون و اعصار، و از میانه ظلمت ها و سیاهی ها، این پرتو فضایل علی علیه السلام است كه همچنان می تابد و روشنگری می كند. و این مختصر نمونه ای است از صدها پرتوی پرفروغ برتری های مولا علی علیه السلام، برگرفته از قرآن و سنّتِ پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و برگزیده از كتاب های دانشمندان مكتبِ خلفا. باشد كه با ذكر این مناقب، كه خود عبادتی است ارزنده، دیگر بار محبت و دوستی خود را به آستان آن بزرگ عرضه كنیم، و نیز در پیروی و اطاعت از ایشان بیش از پیش ثابت قدم باشیم. سخن را در این بخش از گفتار، با سروده ای از محمد بن ادریس شافعی(3) در مدح و ستایش امیر مؤمنان علی علیه السلام به پایان می بریم:
به من گفتند: درباره علی ستایشی بسُرای. چرا كه ذكر علی آتش سركش دوزخ را فرو می نشاند. گفتم: در ستایش او چه بگویم. نمی دانم! چه كه مرد خردمند، درباره اش تا آنجا به حیرت می افتد كه نزدیك است او را بپرستد! در شب معراج كه خدا پیامبر را به آسمان بالا برد، پیامبر برگزیده به ما فرمود كه آن شب خداوند دست لطف و عنایت خویش را بر پشت من نهاد. و از شیرینی آن لطف الهی، قلب من احساس شادمانی نمود. و علی - در ماجرای شكستن بت های كعبه - پای خود را همانجا گذارد كه خداوند در شب معراج دست خود را نهاده بود. علی (علیه السلام) در قرآن ایه لیلة المبیت وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤوُفٌ بِالْعِبادِ.و از میان مردم، كسانی هستند كه جانشان را به خاطر خشنودی خدا عرضه می كنند و خداوند نسبت به اینگونه بندگان بسیار مهربان است.بقره / 207 كافران قریش پس از ناامیدی از تغییر رویه پیامبردردعوت به اسلام، سرانجام تصمیم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند. نقشه آنها این بود كه گروهی از مردان قبایل مختلف قریش به خانه پیامبر یورش برند و آن حضرت را در بستر خواب غافلگیر كرده و با ضربات نیزه و شمشیر تكّه تكّه اش كنند. حضرت جبرئیل فرشته وحی، پیامبر را از تصمیم ناجوانمردانه و وحشیانه كافران آگاه كرد و از سوی خداوند دستور آورد كه همان شب از مكه خارج شود و برای فریب كافران، پیامبر، موضوع را با علی علیه السلام در میان گذاشت و از او خواست كه در بستر بخوابد، تا كافران از آن حضرت غافل بمانند و او بتواند با استفاده از فرصت در محل مناسبی، دور از دسترس كافران مخفی شود و سپس به یثرب برود. علی علیه السلام با كمال خرسندی پذیرفت كه جانش را سپر بلا سازد تا آسیبی به رسول خدا صلی الله علیه وآله نرسد. علی آن شب را در بستر خوابید و همانطور كه پیامبر فرموده بود، كافران پنداشتند، این پیامبر است كه خوابیده است. امّا نخواستند در تاریكی شب به خانه هجوم آورند، چون ممكن بود به اشتباه افراد دیگری را در تاریكی بكشند. برای همین تا سپیده دم خانه را زیر نظر گرفتند. هنگامی كه هوا كمی روشن شد، به خانه حمله بردند و با شمشیرهای آخته بر بستر یورش آوردند، در حالی كه یقین داشتند پیامبر كشته خواهد شد. امّا همین كه به بستر نزدیك شدند با كمال حیرت و حسرت دیدند این علی است كه در بستر پیامبر آرمیده است! به پاس این جانبازی و فداكاری، خداوند ایه ای نازل فرمود و در آن از این حادثه شورانگیز یاد كرد تا این ماجرا جاودانه بماند. آن شب در تاریخ به لَیلَةُ الْمَبیت معروف شده است، یعنی شبی كه حضرت علی در بستر پیامبر خوابید. این حماسه مقدس را فخر رازی در تفسیر خود(4) چنین نقل كرده است: نَزَِلَتْ فی علی بن ابیطالب. باتَ عَلی فِراشِ رَسولِ اللّهِ لَیلَةَ خُروجِهِ اِلَی الْغار، و یروی أَنَّهُ لَمّا نامَ عَلی فِراشِهِ قامَ جبرئیلُ عِنْدَ رَأْسِهِ و میكائیلُ عِندَ رِجْلَیهِ وَ جبریلُ ینادی: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مِثْلِكَ یابْنَ اَبی طالب یباهِی اللّهُ بِكَ الْمَلائِكَةَ. این ایه در شأن علی بن ابیطالب نازل شده است. همان شبی كه پیامبر به غار ثور رفت و وی در بستر خوابید. حضرت جبرئیل بالای سر او و حضرت مكائیل پایین پاهای او ایستاده بودند. در آن حال جبرئیل ندا در می داد: آفرین بر تو ای پسر ابو طالب، اینك خداوند به فرشتگان آسمان - به خاطر عظمت این فداكاری تو- مباهات می كند. ایه اطعام یوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخافُونَ یوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یتیماً وَ اَسیراً. اِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزآءً وَ لاشُكُوراً.آنان به نذر خود وفا می كنند و از روزی كه شرّ آن همه اهل محشر را فرا گیرد، می ترسند. و برای دوستی خدا به فقیر و یتیم و اسیر، طعام می دهند.(5) (و گویند) ما بخاطر خدا به شما غـذا می دهیم و از شما هیچ پاداشی و هیچگونه سپاسی نمی طلبیم.انسان / 9 ماجرا از آنجا آغاز شد كه روزی حسن و حسین نور چشمان رسول خدا صلی الله علیه وآله مریض شدند. خانواده علی هم به سفارش پیامبر برای شفای فرزندان بیمار خود نذر كردند سه روز روزه بگیرند. پس از آنكه آنها شفا یافتند، اقدام به روزه گرفتن نمودند، حتی حسنین هم به بزرگترها پیوستند و به پیروی از پدر و مادر خویش روزه گرفتند. حضرت علی علیه السلام برای افطار مقداری جو تهیه كرد و فاطمه علیها السلام با قسمتی از آن برای افطار روز اوّل چند قرص نان تهیه كرد. امّا همان شب هنگام افطار، فقیری در خانه آنان را كوبید و گفت: «ای اهل بیت محمد، من مسلمانی هستم بیچاره و مسكین، از آنچه خودمی خورید به من بدهید ومرا اطعام نمایید. خدا شما را از طعام های بهشتی اطعام كند.» حضرت علی علیه السلام غذای خود را به آن فقیر داد. به پیروی از آن حضرت، اهل خانه هم هر یك سهم خویش را به فقیر دادند و با آب افطار كردند. روز دوم فاطمه علیها السلام بخش دیگر از جو را آرد كرد و با آن نان پخت. حضرت علی نماز مغرب را با پیامبر خواند و به منزل آمد تا افطار كند. فاطمه نان های پخته شده راهمراه با آب و اندكی نمك زبر، در برابر روزه داران نهاد. و چون نزدیك شدند تا تناول نمایند، صدایی از پشت در به گوش رسید كه: «سلام بر شما ای اهل بیت محمد، من یتیمی مسلمان هستم. پدرم روز نبرد احد در ركاب رسول خدا شهید لقمه ها به سفره بازگشت. و باز هر چه در سفره داشتند به آن یتیم درمانده دادند و خود گرسنه خوابیدند، در حالیكه جز آب چیزی نچشیدند. برای شب سوم، حضرت فاطمه با آخرین قسمت جو نیز چند قرص نان تهیه كرد. این بار نیز هنگام افطار، اسیری گرسنه درِ خانه را كوبید و از آن خانواده كَرم، غـذا خواست. آن شب هم آنان با آب افطار كردند و آنچه خود بدان نیاز داشتند، برای خشنودی خدا، ایثار نمودند. گرسنگی بیش از حد آنان را به رنج افكنده بود. نور چشمان پیامبر از شدت گرسنگی برخود می لرزیدند. ضعف و ناتوانی وجود آنها را فرا گرفته بود. رسول خدا صلی الله علیه وآله چون این منظره را دید و از ماجرا آگاه شد، بر حال آنها رقت نمود و گریست. سپس دست به دعا بلند كرد و عرضه داشت: «بار خدایا اینها خاندان منند كه از گرسنگی به خطر افتاده اند، پروردگارا بر ایشان رحم فرما و اینان را بیامرز، خدایا ایشان را حفظ نما و فراموششان مكن.» آنگاه جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد، خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید: دعای تو را درباره آنها مستجاب كردم و آنها را سپاس می گویم و از آنان خشنود هستم.» سپس ارمغان تازه خویش را بر پیامبر خواند كه همان ایات سوره انسان است.(6) در ایات مزبور به این ماجرای خدا پسندانه و انسان دوستانه اشاره شده است. پس از آن جبرئیل طبقی از غذاهای لذیذ و مطبوع بهشتی برای ایشان آورد و آنان را اطعام نمود. ابن عباس می گوید: نَزَِلتْ هذه الایه فی علی بن ابیطالب و فاطمةَ بنت رسول الله.(7) این ایه (وَ یطعِمُونَ الطَّعامَ...) در شأن حضرت علی بن ابیطالب و فاطمه دختر رسول خدا نازل شده است. گفتنی است ایثار، زمانی محقق می شود كه فرد در عین احتیاج و نیاز شخصی، از نیاز خود چشم پوشد، و میل وخواسته دیگری را بر میل و خواسته خود ترجیح دهد، و نیاز او را بر آورد، هرچند برای خودش ضرر و زیان مادی همراه داشته باشد. مانند ماجرای آن هفت نفری كه در روز نبرد احد از شدت جراحت و خونریزی تشنه شده بودند، برای رفع عطش آنها آبی آوردند، كه تنها برای یك نفر كافی بود. اولی گفت: به فلانی بده كه از من تشنه تر است. ودومی گفت: به آن دیگری برسانید كه او از من تشنه تر است تا هفت نفر، سر انجام همگی شهید شدند در حالیكه هیچیك از آنها جرعه ای هم نیاشامید. بدین ترتیب روشن می شود، آن كسانی كه ماجرای ایثار خانواده علی و نزول ایات مربوط به آن را غیر واقعی و بدور از عقل! می پندارند، حقیقت معنای ایثار را نفهمیده اند. آنها می گویند: مگر می شود انسان عاقلی، درست پس از بیماری فرزندان، این مقدار به خود وخانواده اش سخت بگیرد، تا جایی كه نزدیك باشد از شدت گرسنگی از پای درایند؟! آری، می شود. به یقین آنها كه حقیقت ایثار را فهمیده اند، این ماجرا را هم تصدیق می كنند. همانطور كه علمای شیعه و بسیاری از دانشمندان پیرو مكتب خلفا نیز تصدیق نمودند و آن را نقل كردند. نكته دیگر اینكه، شركت فرزندان در ادای نذر والدین و نیز ایثار هر یك، كاملا به انتخاب خود آنها بوده است. از این رو سخت گیری والدین به حساب نمی اید. ایه نجوی یا ایها الَّذینَ آمَنوا اِذا ناجَیتُمُ الرَّسوُلَ فَقَدِّموُا بَینَ یدَی نَجْویكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَیرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ.ای آنانكه ایمان آوردید، زمانی كه با رسول خدا نجوا می كنید و راز می گویید، پیشتر از آن، صدقه بپردازید، كه این كار برای شما بهتر و پاكیزه تر است. پس اگر (چیزی برای صدقه) نیافتید. مسلماً خداوند آمرزنده مهربان است.مجادله / 12 وقتی پیامبر در جمع مسلمانان حاضر می شد، همه در این میان دنیا طلبان و منافقان گوی سبقت را از دیگران می ربودند. تا با این روش به پیامبر نزدیك تر شوند، و به گونه ای وانمود كنند كه، ما با پیامبر سر و سرّی داریم و مورد توجه و عنایت ایشان هستیم، و آنگاه در فرصت مقتضی از این نمایش به نفع خویش بهره ببرند. زیاده روی در پرسش های خصوصی و رازگویی با پیامبر آن حضرت را آزرده خاطر ساخته بود. بویژه آنكه در این امر طبقات پایین تر مردم و یا آنها كه از شدت محبت می خواستند رعایت حال آن بزرگوار را كنند و مزاحمتی برای ایشان فراهم نسازند، سهم كمتری داشتند. تا آنكه فرمانی از جانب خداوند رسید. فرمانی در نوع خود بی نظیر! فرمانی كه با آن میزان ارادت و ایمان افراد سنجیده می شد، كه به راستی هم چنین شد. و باری دیگر منافقان و سست ایمانان، میدان عمل باختند و چهره واقعی خود را نشان دادند. فرمان الهی چنین بود: هر كس قصد دارد با پیامبر گفتگوی سرّی داشته باشد، باید ابتدا صدقه بپردازد، آنگاه به رازگویی بنشیند. امّا آنكه تهی دست است از این كار معاف خواهد بود و گناهی بر او نیست. این فرمان، هم به نفع فقرا و مستمندان بود و هم كسانی را كه ادّعای ایمان داشتند و بر گرد پیامبر جمع شده بودند امتحان آنها كه دلی پاك و ایمانی خالص دارند، در هر شرایطی پیامبر را برمی گزینند، و آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند. وه كه چه امتحان زیبایی! همان كسانی كه تا چندی قبل در رازگویی با پیامبر از یكدیگر سبقت می گرفتند، اكنون خبری از آنان نیست. راستی كجا رفتند و به چه روی آوردند؟ چرا از گرد پیامبر پراكنده شدند؟! ایا واقعاً رسول خدا صلی الله علیه وآله را رها ساختند و به درهم و دینار دنیا دل بستند؟! آری، حتی به كمترین مقدار تصدّق هم تن در ندادند، مثلاً به اندازه یك دانه خرمای خشكیده و یا حتی كمتر از آن! آنها هم كه ماندند یا از تهی دستان بودند كه معاف شده بودند و یا از نافرمانان و گنهكاران، چرا كه در عین توانمندی و دارندگی، نجوا می كردند بی آنكه از قبل صدقه ای داده باشند. پس در میان مسلمانان، ایا فرمانبری پیدا نشد كه به این فرمان، جامه عمل پوشانده باشد؟ ایا كسی نبود كه نجوای با پیامبر خدا صلی الله علیه وآله را با صدقه ای خریداری كرده باشد؟ چرا، تو گویی یك نفر بود. آری یك نفر و تنها یك نفر! در میان آن جماعت، تنها امیرمؤمنان علی علیه السلام بود كه این فرمان را پذیرفت و بدان جامه عمل پوشانید. حال از زبان خود ایشان بشنویم: در قرآن ایه ای(8) وجود دارد كه كسی قبل از من به آن عمل نكرده است و پس از من نیز كسی بدان عمل نمی كند. موجودی من یك دینار بود، آن را به ده درهم تبدیل نمودم. پس هر گاه می خواستم خدمت پیامبر بروم و با ایشان نجوا كنم، یك درهم از آن را صدقه می دادم. این كار را تا ده بار تكرار نمودم، تا اینكه فرمان دیگری از جانب خدا آمد و این حكم را نسخ نمود. و بدینسان كس دیگری جز من به آن ایه جامه عمل نپوشانید.(9) ایه ای كه با نزول آن، حكم ایه نجوی «مَنسوخ» گردید این است: ءَاَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّموُا بَینَ یدَی نَجْویكُمْ صَدَقاتٍ فَاِذْ ایا (از تنگدستی) ترسیدید كه پیش از هر بار نجوا صدقه بپردازید؟ حال كه از عمل بدانچه مكلّف شدید سرباز زدید و صدقه نمی دهید و خدا هم از این نافرمانی شما در گذشت، پس در امتثال سایر تكالیفش بكوشید: نماز بر پا دارید و زكات اموال خود را بپردازید و فرمان خدا و رسولش را گردن نهید. و این در حالی است كه خدا بدانچه انجام می دهید آگاه است. این ایه را «ناسخ» ایه نجوی گویند. چون حكم ایه نجوی را منسوخ نمود. حكم «منسوخ» تنها در محدوده زمانی خاصی قابل اجرا است، و با آمدن حكم جدید(ناسخ) مهلت اجرا و انجام آن به سر می رسد. ایه خیر البریة اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِكَ هُمْ خَیرُ الْبریةِ.همانا كسانی كه ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، بهترین مردمانند.بینه / 7 جابر بن عبد الله انصاری از یاران خوب رسول خدا صلی الله علیه وآله بود، او نقل می كند: روزی در حضور پیامبر نشسته بودیم. ناگاه پیامبر از دور علی علیه السلام را دید كه به سوی او می اید. پس فرمود: وَ الَّذی نَفْسی بِیدِهِ اِنَّ هذا وَ شیعَتَهُ هُمُ الفائِزُونَ یوْمَ الْقِیامَةِ. سوگند به خداوندی كه جان من در دست اوست، این علی و پیروان او براستی كه روز قیامت از رستگارانند. وقتی پیامبر این جمله را فرمود آنگاه ایه خیر البرّیة بر ایشان نازل شد. از آن پس، هر گاه اصحاب پیامبر، علی علیه السلام را می دیدند كه می اید، به یكدیگر می گفتند: این بهترین مردم است كه می اید. ابن عباس هم نقل می كند كه چون این ایه نازل گردید، پیامبر به علی علیه السلام فرمود: هُوَ أَنْتَ وَ شیعَتُكَ یوْمَ الْقِیامَةِ راضینَ مَرْضِیین. این بهترین مردم، تو و پیروان تواند كه روز قیامت هم خدا از ایشان راضی است و هم ایشان از خدا خرسند هستند. علی علیه السلام خود نیز می گوید: پیامبر به من فرمود: «اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اوُلئِكَ هُمْ خَیرُ الْبریةِ»؛ أَنْتَ وَ شیعَتُكَ وَ مَوْعِدی وَ مَوْعِدُكُمْ الْحَوْضَ اِذا اجتمعتْ الاُمَمُ لِلْحِسابِ تُدعَوْنَ غُرَّ الْمُحَجَّلینَ. یا علی، ایا سخن خدا را نشنیده ای كه فرمود: همانا مؤمنان نیكوكار بهترین مردمانند؟ تو و پیروان تو اینچنین هستند و وعده من و شما (تو و پیروانت) روز قیامت در كنار حوض كوثر خواهد بود. آنگاه كه امتها برای حساب حاضر می شوند، شما با چهره های نورانی خوانده می شوید.(11) ایه اُذُنٌ واعِیةٌ لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِیها اُذُنٌ واعِیةٌایات - خلقت و هستی - را برای شما موجب یاد آوری قرار دادیم و این ایات را گوشهای شنوا و فراگیر به خوبی در بر می گیرند و به خاطر
|
تير 1400 4
خرداد 1400 3 ارديبهشت 1400 2 فروردين 1400 1 اسفند 1399 12 بهمن 1399 11 دی 1399 10 آذر 1399 9 آبان 1399 8 مهر 1399 7 شهريور 1399 6 مرداد 1399 5 تير 1399 4 خرداد 1399 3 فروردين 1399 1 خرداد 1396 3 ارديبهشت 1396 2 فروردين 1396 1 اسفند 1395 12 بهمن 1395 11 آبان 1395 8 مهر 1395 7 شهريور 1395 6 مرداد 1395 5 تير 1395 4 خرداد 1395 3 ارديبهشت 1395 2 فروردين 1395 1 اسفند 1394 12 بهمن 1394 11 دی 1394 10 آذر 1394 9 آبان 1394 8 مهر 1394 7 شهريور 1394 6 مرداد 1394 5 تير 1394 4 خرداد 1394 3 ارديبهشت 1394 2 اسفند 1393 12 بهمن 1393 11 دی 1393 10 آذر 1393 9 آبان 1393 8 مهر 1393 7 شهريور 1393 6 مرداد 1393 5 تير 1393 4 خرداد 1393 3 ارديبهشت 1393 2 فروردين 1393 1 اسفند 1392 12 بهمن 1392 11 |